وقتی خرید کتاب دشوار می‌شود، کتابخانه‌ها ارزشمندتر می‌شوند

وقتی خرید کتاب دشوار می‌شود، کتابخانه‌ها ارزشمندتر می‌شوند

یادداشت؛

وقتی خرید کتاب دشوار می‌شود، کتابخانه‌ها ارزشمندتر می‌شوند

مصطفی آهنگر، پژوهشگر حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی معتقد است: «سال‌هاست که کتاب برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی کالایی نیست که خریدش بی‌نیاز از حساب‌وکتاب باشد.»

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، مصطفی آهنگر، پژوهشگر حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی: سال‌هاست که کتاب برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی کالایی نیست که خریدش بی‌نیاز از حساب‌وکتاب باشد. وقتی بخش بزرگ‌تری از درآمد خانواده صرف مسکن، خوراک، درمان، حمل‌ونقل و دیگر نیازهای ضروری می‌شود، طبیعی است که هزینه‌کرد برای کالاها و خدمات فرهنگی در رقابت با نیازهای روزمره عقب‌تر بایستد.

آمارهای هزینه و درآمد خانوار نیز تصویری مشابه نشان می‌دهند. سهم «تفریحات، سرگرمی‌ها و خدمات فرهنگی» از کل هزینه خانوار شهری که در سال ۱۳۹۶ حدود ۲.۹ درصد بود، در سال ۱۳۹۹ به حدود ۱.۹ درصد و در آمار سال ۱۴۰۳ به حدود ۱.۷ درصد رسیده است. البته این گروه آماری فقط شامل کتاب نیست، اما این ارقام نشان می‌دهد که فرهنگ چه سهم کوچکی از سبد هزینه خانوار را در اختیار دارد. این روزها که فشارهای اقتصادی بیشتر شده، بی‌شک این مقدار بسیار کمتر نیز شده ولی داده رسمی از آن در اختیار قرار ندارد.

در چنین شرایطی، خرید کتاب نیز دشوارتر می‌شود. کسی که پیش‌تر می‌توانست چند کتاب در ماه یا فصل بخرد، ممکن است امروز تنها یکی را انتخاب کند و کسی که یک کتاب می‌خرید، شاید از همان یک خرید هم صرف‌نظر کند. اما اینجا باید میان دو چیز تفاوت گذاشت: نخریدن کتاب الزاماً به معنای نخواستن کتاب نیست. ممکن است خواننده همچنان بخواهد بخواند، اما دیگر نتواند برای هر آنچه می‌خواهد بخواند، هزینه کند.درست از همین نقطه است که ارزش نهادی قدیمی دوباره آشکار می‌شود: کتابخانه عمومی.

بازگشت ارزش امانت

کتابخانه عمومی هیچ‌گاه اهمیت خود را از دست نداده است، اما شاید در دوره‌ای که خرید کتاب برای بخشی از جامعه آسان‌تر بود، یکی از اصلی‌ترین کارکردهای آن ــ دسترسی رایگان یا بسیار ارزان به کتاب ــ کمتر به چشم می‌آمد. امروز شرایط متفاوت است.هرچه خرید فردی کتاب دشوارتر می‌شود، ارزش دسترسی اشتراکی به آن بیشتر می‌شود. کتابی که خریدنش برای یک خانواده ممکن است به تصمیمی قابل تأمل تبدیل شده باشد، در کتابخانه بارها خوانده می‌شود و در اختیار افراد مختلف قرار می‌گیرد. از این منظر، امانت کتاب دیگر صرفاً یک خدمت فرهنگی نیست؛ پاسخی اقتصادی به یک نیاز فرهنگی نیز هست.

این تغییر شرایط می‌تواند جایگاه کتابخانه عمومی را نیز تغییر دهد. کتابخانه‌ای که گاهی برای جذب عضو و افزایش امانت تلاش می‌کرد، اکنون با جامعه‌ای روبه‌روست که دست‌کم بخشی از آن بیش از گذشته به امکان دسترسی کم‌هزینه به کتاب نیاز دارد.این شاید فرصتی کم‌نظیر برای بازگرداندن کتابخانه عمومی به زندگی روزمره مردم باشد؛ نه فقط به‌عنوان مکانی برای مطالعه یا نهادی برگزارکننده برنامه‌های فرهنگی، بلکه به‌عنوان جایی که یک نیاز ملموس را برطرف می‌کند: می‌خواهم این کتاب را بخوانم، اما لازم نیست برای خواندنش حتماً آن را بخرم.با این همه، ایجاد این نیاز لزوماً به معنای بازگشت مردم به کتابخانه نیست. یک شرط مهم باقی است: کتابخانه باید همان چیزی را در اختیار مردم بگذارد که واقعاً می‌خواهند بخوانند.

اما آیا کتاب موردنظر آنجاست؟

برای خواننده‌ای که به دنبال کتاب مشخصی است، بزرگی مجموعه اهمیت چندانی ندارد؛ سؤال او ساده‌تر است: «کتابی که می‌خواهم بخوانم، اینجا هست؟»اگر قرار است کتابخانه بخشی از فاصله میان «خواستن کتاب» و «توان خریدن کتاب» را پر کند، مجموعه آن نیز باید تا حد ممکن با خواسته‌ها و نیازهای واقعی جامعه استفاده‌کننده هماهنگ باشد. خرید صرفاً برای افزایش تعداد عناوین، خریدهای یکسان و از پیش تعیین‌شده برای کتابخانه‌هایی با مخاطبان متفاوت یا نادیده‌گرفتن تقاضای اعضا می‌تواند به انباشته‌شدن کتاب‌هایی منجر شود که کمتر خوانده می‌شوند؛ درحالی‌که کتاب‌های پرتقاضا ممکن است در مجموعه نباشند یا تنها یک نسخه از آن‌ها در اختیار چندین متقاضی باشد.

کتابخانه‌ها داده ارزشمندی در اختیار دارند: چه کتاب‌هایی بیشتر امانت می‌روند، اعضا چه کتاب‌هایی را جست‌وجو می‌کنند، برای چه عناوینی درخواست ثبت می‌شود و کدام کتاب‌ها مرتب رزرو می‌شوند. این داده‌ها باید در تصمیم‌گیری برای خرید و توزیع منابع نقش جدی‌تری داشته باشند.

شاید لازم باشد تعریفمان از «مجموعه خوب» را هم کمی تغییر دهیم. مجموعه خوب الزاماً مجموعه‌ای نیست که فقط کتاب‌های بیشتری داشته باشد؛ مجموعه‌ای است که احتمال پیدا کردن کتاب موردنیاز و موردعلاقه خواننده در آن بیشتر باشد. اما داشتن کتاب مناسب نیز کافی نیست. اگر پیدا کردن، رزرو کردن، تحویل گرفتن و پس‌دادن آن دشوار باشد، بخشی از مزیت کتابخانه از بین می‌رود. بنابراین مسئله فقط این نیست که کتابخانه چه کتابی دارد؛ مسئله این است که دسترسی به آن را چقدر آسان کرده است.

از داشتن کتاب تا رساندن کتاب

نقطه شروع، خرید بیشتر بر اساس نیاز و تقاضای واقعی اعضا و انعطاف در تعداد نسخه‌هاست. اگر کتابی ده‌ها متقاضی دارد، خرید چند نسخه از آن می‌تواند منطقی‌تر از افزودن چند عنوان کم‌مراجعه به مجموعه باشد. درخواست اعضا، میزان امانت، تعداد رزروها و حتی جست‌وجوهای بی‌نتیجه در سامانه می‌توانند راهنمای خریدهای بعدی باشند.کتابخانه همچنین باید فاصله میان «پیدا کردن کتاب» و «رسیدن کتاب به دست خواننده» را کوتاه کند. مشاهده موجودی از راه دور، رزرو آنلاین، قرار گرفتن در صف انتظار و اطلاع‌رسانی به محض بازگشت کتاب می‌تواند مراجعه بی‌نتیجه به کتابخانه را کاهش دهد.

ارسال کتاب با هزینه اندک، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، امانت را برای کسانی که زمان یا امکان مراجعه مکرر ندارند جذاب‌تر می‌کند. بازگرداندن کتاب نیز باید آسان باشد؛ از امکان تحویل کتاب در دیگر کتابخانه‌های همان شبکه تا ایجاد نقاط یا صندوق‌های بازگشت کتاب در مکان‌های مناسب.کتابخانه می‌تواند ارتباط فعال‌تری نیز با اعضای خود داشته باشد. اگر عضوی چند کتاب در زمینه‌ای خاص امانت گرفته است، می‌توان کتاب‌های مشابهی را که اکنون موجودند پیشنهاد کرد.

پیام «کتاب‌هایی که ممکن است دوست داشته باشید و همین حالا قابل امانت‌اند» می‌تواند بسیار کاربردی‌تر از بسیاری از اطلاع‌رسانی‌های عمومی باشد.گردش بهتر منابع میان کتابخانه‌ها نیز اهمیت دارد. کتابی که در یک کتابخانه ماه‌ها روی قفسه مانده، ممکن است در کتابخانه‌ای دیگر چند متقاضی داشته باشد. شبکه کتابخانه‌های عمومی زمانی مزیت واقعی خود را نشان می‌دهد که نه مجموعه‌ای از جزیره‌های جدا از هم، بلکه تا حد امکان یک مجموعه بزرگ و به‌هم‌پیوسته باشد.

فرصتی که نباید از دست برود

کوچک‌شدن سبد خرید خانواده‌ها اتفاق خوشایندی نیست و کاهش توان خرید کتاب نیز چیزی نیست که بتوان از آن خرسند بود. اما همین وضعیت، ارزش یکی از قدیمی‌ترین خدمات کتابخانه عمومی را بیش از گذشته آشکار کرده است: دسترسی به کتاب بدون ضرورت خرید آن.خانواده‌ای که پیش‌تر می‌توانست چند کتاب در ماه بخرد و امروز ناچار است از بخشی از این خرید صرف‌نظر کند، لزوماً علاقه‌اش به خواندن را از دست نداده است. میان «نخواستن کتاب» و «نتوانستن از خرید کتاب» فاصله بزرگی وجود دارد و کتابخانه عمومی دقیقاً می‌تواند در همین فاصله قرار بگیرد.

اگر کتابخانه‌ها بتوانند کتاب‌هایی را که مردم می‌خواهند بخوانند فراهم کنند و دسترسی به آن ها را ساده، سریع و کم‌هزینه کنند، شاید بتوانند بار دیگر جای ثابتی در زندگی روزمره خانواده‌ها پیدا کنند؛ جایگاهی که نه از تبلیغ اهمیت کتابخانه، بلکه از تجربه مستقیم فایده آن به دست می‌آید.شرایط اقتصادی بخشی از مسیر بازگشت مردم به کتابخانه را هموار کرده است؛ ادامه این مسیر اما به خود کتابخانه‌ها بستگی دارد. و شاید پرسش امروز کتابخانه عمومی همین باشد: حالا که مردم بیش از گذشته به امکان خواندن بدون خریدن نیاز دارند، آیا کتابخانه‌ها آماده‌اند آنچه مردم می‌خواهند بخوانند، آسان و به‌موقع به دستشان برسانند؟

مرکز آمار ایران، آمار بودجه خانوار و توزیع درآمد؛ و نتایج طرح هزینه و درآمد خانوار سال ۱۴۰۳.

دیدگاهتان را بنویسید

جستجو: