ایبنا به مناسبت روز جهانی ترجمه بررسی کرد؛
ترجمه معکوس در بنبست؟!
حمایتهای مقطعی، بروکراسی و غیبت در بازار جهانی
ترجمه معکوس ادبیات ایران زیر فشار اقتصاد نشر، کمبود مترجم حرفهای، فرسودگی حمایتهای دولتی و حالا ترجمههای ضعیف هوش مصنوعی، روزهای سختی را پشت سر میگذارد؛ روندی که به گفته افشین شحنهتبار طی سالهای اخیر نهتنها شتاب نگرفته، بلکه از مسیر پیشرفت فاصله گرفته است.
سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ترجمه آثار ایرانی به زبانهای دیگر در سالهای اخیر با چالشهای متعددی روبهرو شده است؛ از مشکلات اقتصادی ناشران و کمبود مترجمان متخصص گرفته تا پیچیدگی سازوکارهای حمایتی، کاهش حضور ایران در نمایشگاههای بینالمللی و ورود گسترده ابزارهای هوش مصنوعی به فرایند ترجمه.
برخی از کارشناسان حوزه نشر بینالملل بر این باورند که مجموعه این عوامل، موجب شده است روند معرفی ادبیات ایران، در بازارهای جهانی با افت مواجه شود. افشین شحنهتبار، مدیر آژانس ادبی بینالمللی «شمع و مه» که حدود سهدهه فعالیت در حوزه نشر و ترجمه دارد، در گفتوگو با ایبنا، وضعیت ترجمه کتابهای ایرانی به زبانهای دیگر را از نظر کیفیت و کمیّت نگرانکننده میداند.
وی بر این باور است که طرحهای حمایتی مانند «تاپ» و «گرنت» در مقاطعی توانستند تحرکی در حوزه ترجمه معکوس ایجاد کنند، اما به دلیل ضعف در تداوم و بروکراسی پیچیده، نتوانستند به یک جریان پایدار تبدیل شوند. به باور شحنهتبار، کمبود مترجم حرفهای، هزینه زیاد ترجمه، کاهش حضور نهادی ایران در نمایشگاههای مهم جهان و استفاده غیرحرفهای از هوش مصنوعی را از مهمترین موانع پیش روی ادبیات ایران، برای حضور در عرصه بینالمللی است.

ارزیابی یک روند
بحث درباره وضعیت امروز ترجمه آثار ایرانی، بدون توجه به تجربههای چند دهه گذشته دشوار است؛ طی این سالها، برنامههایی برای معرفی ادبیات ایران در بازارهای جهانی شکل گرفته و ناشران، آژانسهای ادبی و مترجمان مختلف در نمایشگاههای بینالمللی و رویدادهای تخصصی حضور پیدا کردهاند. با این حال، مسئله مهم این است که این فعالیتها تا چه اندازه توانستهاند به یک جریان پایدار و قابل استمرار تبدیل شوند.
افشین شحنهتبار که سه دهه از فعالیت حرفهای خود در این حوزه را پشت سر گذاشته است، ارزیابی خود از وضعیت امروز را براساس همین تجربه بیان میکند، او معتقد است افزایش فعالیتهای مقطعی الزاماً به معنای ایجاد یک روند پایدار در ترجمه معکوس نبوده است و آنچه بیش از هر چیز احساس میشود، نبود تداوم در برنامههاست.
وی درباره وضعیت کلی این حوزه عنوان کرد: درباره بحث ترجمه، فعالیتهای بسیار زیادی انجام شده است، اما متأسفانه هیچ پیشرفتی در این حوزه دیده نشده است.
طرحهای حمایتی و توقف یک جریان
سالهای گذشته، طرحهایی با هدف حمایت از ترجمه آثار ایرانی و کمک به ناشران خارجی برای انتشار این آثار شکل گرفت. طرح «تاپ» و حمایتهای موسوم به «گرنت» از جمله برنامههایی بودند که قرار بود بخشی از هزینههای ترجمه و انتشار آثار ایرانی در خارج از کشور را پوشش دهند و زمینه ارتباط بیشتر میان ناشران ایرانی و بازارهای خارجی را فراهم کنند.
اهمیت این برنامهها از آن جهت بود که ترجمه ادبی، برخلاف بسیاری از فعالیتهای تجاری نشر، معمولاً با ریسک بالاتری همراه است و ناشر خارجی نیز بدون شناخت کافی از نویسنده، بازار مبدأ و ظرفیت فروش اثر، ممکن است حاضر به پذیرش هزینههای آن نشود. از این منظر، حمایتهای دولتی میتواند در مرحله نخست ورود یک اثر به بازار خارجی نقش تسهیلکننده داشته باشد؛ موضوعی که شحنهتبار معتقد است در ایران استمرار لازم را پیدا نکرده است.
او درباره تجربه طرحهای حمایتی میگوید: در دهه گذشته مجموعه کارهایی در قالب طرح تاپ و همچنین طرح گرنت انجام شد. من میتوانم بگویم این طرحها یک تلنگر کوچک بودند، ولی متأسفانه بعد از آن، با ضعیف شدن فرم این طرحها، آن شوقی که در بحث ترجمه معکوس ایجاد شده بود نیز از بین رفت.
از نگاه او، مسئله تنها آغاز یک طرح نیست، بلکه تداوم آن است؛ زیرا ناشر و مترجم برای ورود به بازار بینالمللی به سازوکاری نیاز دارند که بتوانند روی استمرار آن حساب کنند.

اقتصاد نشر؛ نخستین مانع ترجمه آثار ایرانی
یکی از پایههای اصلی بازار ترجمه، وضعیت اقتصادی صنعت نشر است؛ ترجمه یک اثر ادبی تنها به پرداخت حقالترجمه محدود نمیشود و ناشر باید هزینههای تولید، ویرایش، آمادهسازی، بازاریابی، توزیع و عرضه کتاب در بازار مقصد را نیز در نظر بگیرد. هرچه بازار نشر با بحرانهای بیشتری روبهرو شود، طبیعی است که پذیرش پروژههای پرریسک نیز برای ناشران دشوارتر شود.
این مسئله برای ادبیات ایران اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا در بسیاری از بازارهای جهانی، آثار فارسی هنوز در مقایسه با زبانهای پرمخاطبتر از سهم بازار محدودی برخوردارند و ناشر خارجی ممکن است برای پذیرش یک اثر ایرانی به انگیزهها و حمایتهای بیشتری نیاز داشته باشد.
شحنهتبار، درباره این وضعیت معتقد است؛ چیزی که من الان میبینم، متأسفانه از دو زاویه، وضعیت را رو به نزول میبینم. یکی از بابت اینکه شرایط نشر در ایران و همینطور بیرون از کشور بسیار ضعیف شده است.
او با اشاره به ماهیت اقتصادی صنعت نشر اضافه میکند: اصولاً نشر، یک فعالیت تجاری بسیار پرُریسک و پُرهزینه محسوب میشود و طبیعی است که اشتیاق ناشران برای اینکه در این حوزه بیشتر فعالیت کنند، کمتر شده است.
کمبود مترجم حرفهای؛ هزینهای که ناشر را محتاط میکند
ترجمه ادبی از فارسی به زبانهای دیگر با یک چالش بنیادی نیز مواجه است؛ تعداد مترجمانی که هم فارسی را بهخوبی میشناسند و هم در زبان مقصد از توانایی ادبی برخوردارند، اندکاند. مترجم ادبی باید علاوه بر انتقال معنای متن، لحن، سبک، فضای فرهنگی و ظرافتهای زبانی اثر را نیز منتقل کند؛ موضوعی که نیازمند دانش و تجربه تخصصی است.
علاوهبراین، هزینه دسترسی به چنین مترجمانی میتواند برای ناشری که نسبت به بازار فروش یک اثر ایرانی اطمینان کافی ندارد، مانع مهمی باشد و به همین دلیل، هزینه ترجمه در کنار سایر هزینههای تولید کتاب، ریسک ورود به بازارهای جدید را افزایش میدهد.
شحنهتبار، درباره این مسئله توضیح داد: با توجه به اینکه کمبود مترجم از زبان فارسی به زبانهای دیگر داریم، این مترجمان یا افراد غیرایرانی هستند که زبان فارسی را میدانند و باید به این افراد دستمزد پرداخت کنیم که بسیار پُرهزینه میشود، یا انگشتشمارند؛ یعنی مترجمان ایرانی داخل کشور که در این حوزه کار میکنند و دستمزد بسیار زیادی نسبت به مترجمینی دارند که از زبانهای دیگر به فارسی ترجمه میکنند.
او این مسئله را یکی از عوامل احتیاط ناشران دانست و یادآور شد: این اولین مانع است که ناشر را کمی محتاطتر میکند برای اینکه وارد این موضوع شود.
هوش مصنوعی و نگرانی از افت کیفیت ترجمه معکوس
در کنار مشکلات قدیمی ترجمه، فناوریهای جدید نیز چالش جدیدی را پیش روی این حوزه قرار دادهاند؛ ابزارهای هوش مصنوعی در سالهای اخیر وارد فرایند ترجمه شدهاند و اگرچه استفاده از آنها میتواند سرعت تولید متن را افزایش دهد، اما در ترجمه ادبی، کیفیت نهایی متن همچنان به ویرایش و نظارت انسانی و شناخت دقیق زبان و ادبیات مقصد وابسته است.
نگرانی درباره استفاده بدون نظارت از هوش مصنوعی زمانی جدیتر میشود که ترجمه از زبانی مانند فارسی به زبانی انجام شود که ناشر یا صاحب اثر امکان ارزیابی مستقیم آن را ندارد. در چنین شرایطی، تشخیص تفاوت میان یک ترجمه حرفهای و متنی که صرفاً از نظر دستوری قابل قبول به نظر میرسد، برای افراد غیرمتخصص دشوار خواهد بود.
شحنهتبار یکی از مهمترین چالشهای جدید این حوزه را استفاده از هوش مصنوعی دانست و افزود: بحث دومی که پیش آمده و متأسفانه خیلی هم در حال پررنگ شدن است، استفاده از هوش مصنوعی برای ترجمه است. این موضوع بیشترین ضربه را به بحث ترجمه معکوس و آثاری میزند که از فارسی به زبانهای دیگر ترجمه میشوند.
او درباره کیفیت برخی از ترجمههایی که مشاهده کرده است، گفت: این ترجمهها بینهایت ضعیف و پر از ایراد هستند، من خیلی از این آثار را خواندهام و دیدهام که هیچ ربطی بین متن فارسی و متن زبان مقصد وجود ندارد.
شحنهتبار در ادامه به مسئله دیگری اشاره کرد و ادامه داد: با توجه به اینکه خیلی از همکاران آشنایی با زبان دوم ندارند، خیلی راحت با این موضوع کنار میآیند و به این مسئله توجه نمیکنند.
از نگاه او، ترکیب مشکلات اقتصادی و حرفهای با استفاده نادرست از فناوریهای ترجمه، در نهایت بر هر دو مؤلفه کمیت و کیفیت تأثیر گذاشته است: این دو موضوع باعث شده که چه از نظر کیفیت و چه از نظر کمیت، ما شاهد پسرفت در این حوزه باشیم.

حضور بینالمللی؛ از نمایشگاهها تا کاهش مشارکت نهادی
ترجمه آثار ادبی، تنها زمانی میتواند به حضور پایدار در بازار جهانی منجر شود که با شبکهای از ارتباطات حرفهای همراه باشد، نمایشگاههای بینالمللی کتاب، نشستهای تخصصی، دیدارهای میان ناشران و آژانسهای ادبی و برنامههای معرفی نویسندگان، بخشی از همین شبکه ارتباطی هستند.
برای کشوری مانند ایران، حضور مستمر در چنین رویدادهایی میتواند علاوه بر معرفی آثار، امکان مذاکره درباره حقوق نشر، ترجمه و انتشار آثار ایرانی را نیز فراهم کند. با این حال، کاهش توان اقتصادی ناشران و دشواری تأمین هزینههای حضور در نمایشگاههای خارجی، این مسیر را با چالش مواجه کرده است.
شحنهتبار در این زمینه توضیح داد: واقعاً حضور بینالمللی برای ناشری که در داخل با مشکلات اقتصادی و مالی مواجه شده، تقریباً دیگر حتی در حد یک بازی یا یک حضور تفریحی در یک کشور خارجی هم جذابیت ندارد و ارزشی برای ناشر ندارد که بخواهد وارد این موضوع شود.
به گفته او، ناشران خارجی نیز با مشکلات مشابهی در مسیر همکاری مواجه شدهاند، او در این زمینه گفت: ناشران خارجی هم همینطور هستند؛ آنها هم در طول این سالها پشت بروکراسی پیچیده بحث گرنت و طرح تاپ فرسوده شدهاند، همچنان مجموعههایی برای ادامه این مسیر تلاش میکنند، اما تعداد آنها محدود شده است.
کاهش حضور نهادهای دولتی در نمایشگاههای بینالمللی
حضور نهادهای رسمی و دولتی در نمایشگاههای بینالمللی کتاب، در بسیاری از کشورها یکی از ابزارهای معرفی ظرفیتهای ادبی و فرهنگی محسوب میشود، غرفههای ملی و برنامههای فرهنگی در نمایشگاههای بزرگ، امکان برقراری ارتباط میان ناشران و فعالان صنعت نشر کشورها را فراهم میکنند و میتوانند بخشی از هزینه و ریسک ورود به بازارهای جدید را کاهش دهند.
از دیدگاه شحنهتبار، این نوع حضور برای ایران در سالهای گذشته کمرنگتر شده و همین مسئله نیز بر ارتباط ادبی کشور با بازار جهانی تأثیر گذاشته است، او روند کاهش حضور ایران را در قالب یک روند تدریجی توصیف کرد و گفت: حضور وزارت ارشاد در قالب مؤسسات دولتی و دیگر نهادهای دولتی در نمایشگاهها نیز تقریباً کم شده یا اصلاً در خیلی از جاها وجود ندارد.
او با طرح این موضوع که ما این مساله را در طول یک دهه گذشته به صورت پلکانی و معکوس میبینیم، افزود: در دورههایی که میتوانم بگویم شروع آن در دولت سیزدهم بود، خیلی از نمایشگاهها متأسفانه حذف شدند؛ از نمایشگاههای اصلی گرفته تا حضور ایران در نمایشگاه پاریس، نمایشگاه لندن و نمایشگاههایی که نمادین و اصلی بودند و در چهارراههای ادبی دنیا قرار داشتند.
او در ادامه به تأثیر عوامل مختلف بر این روند اشاره کرد و گفت: بعد از آن هم به دلایل سیاسی و اقتصادی و حتی در مقطعی به دلیل کرونا، این حضور به حدی کمرنگ شده که اصلاً نبودنش بهتر است.

بروکراسی؛ مانعی برای استمرار طرحهای بینالمللی
در کنار مسئله بودجه و امکانات، نحوه اجرای برنامههای حمایتی نیز در میزان موفقیت آنها اهمیت دارد، در طول ادوار مختلف طرحهایی که با هدف ایجاد ارتباط میان ناشران و فعالان ادبی کشورهای مختلف آغاز شدهاند، برای اثرگذاری نیازمند استمرار، برنامهریزی و سازوکار اجرایی مشخص هستند. تجربه برخی برنامههای گذشته نشان داده است که آغاز یک طرح، حتی اگر با استقبال همراه باشد، لزوماً به معنای تداوم آن نیست. از همین منظر، موضوع فلوشیپ نشر تهران نیز از نگاه شحنهتبار در چارچوب مسئله بزرگتر استمرار برنامههای فرهنگی و ادبی قرار میگیرد.
او درباره نخستین فلوشیپ نشر تهران که سال گذشته برگزار شد، نیز گفت: مثل همه کارهایی که در ایران میبینیم، شروع بسیار خوبی داشت و ادامه آن، منفی بود.
شحنهتبار درباره تأثیر شرایط عمومی کشور بر این روند نیز یادآور شد: درست است که طی یکسال گذشته، شرایط ایران شرایط خیلی خاصی بود، ولی قطعاً اگر شرایط ایران خاص هم نبود، سیستم بروکراسی دولتی ایرانی نمیتوانست این استارت و این قطاری را که راه افتاده، روی ریلش نگه دارد.
او برای توضیح بیشتر به تجربههای پیشین اشاره میکند: ما این مسئله را بارها و در موارد مختلف دیدهایم؛ این اولین بار نبود که چنین رویدادی برگزار میشد؛ حتی دو دهه پیش در فرانکفورت ایرانیها حضور پررنگی داشتند و تعاملات خوبی شکل گرفته بود ولی آنجا هم دیدیم که متأسفانه هیچ چیزی از آن باقی نماند.
سیاستگذاری مقطعی و نبود چشمانداز بلندمدت
یکی از مسائل اساسی در زمینه حضور بینالمللی ادبیات ایران، چگونگی تبدیل برنامههای مقطعی به سیاستهای بلندمدت است، فعالیت در بازار جهانی نشر، برخلاف یک رویداد کوتاهمدت، نیازمند ارتباط مستمر و ایجاد اعتماد میان ناشران، مترجمان و آژانسهای ادبی است. از این منظر، هر برنامه حمایتی زمانی میتواند اثر ماندگار ایجاد کند که پس از پایان یک دوره نیز ادامه داشته باشد و فعالان حوزه نشر بتوانند نسبت به آینده آن برنامه و حمایتها تصویر روشنی داشته باشند. شحنهتبار در این زمینه معتقد است این مسئله در سیاستگذاری فرهنگی ایران با ضعف مواجه است و سیاستگذاری کلانی وجود ندارد، سیاستگذاریها مقطعی هستند و بیشتر جنبه نمایشی دارند.
با این حال، او محدودیتهای مدیران فرهنگی را نیز نادیده نگرفت و گفت: البته من درک میکنم که مدیران اختیار کامل ندارند و از همه طرف با محدودیت مواجهاند؛ چه از لحاظ مالی و بودجه و چه از لحاظ باز بودن دستشان برای ارتباط با بیرون و رفتن به سطح بینالملل. آنها باید برای این موضوع به هزار سوال، پاسخ بدهند.
شحنهتبار برای مقایسه، به تجربه کشورهای دیگر اشاره کرد و افزود: این مسائل در خارج از کشور وجود ندارد و ما میتوانیم آن را با کشورهایی مثل ترکیه مقایسه کنیم، مثلاً در بحث برگزاری فلوشیپ نشر و برگزاری مستمر آن، تاثیرات زیادی در کار فعالان نشر این کشور گذاشته است.

ادبیات ایران و تجربه کشورهای منطقه
حضور بینالمللی ادبیات تنها به تعداد کتابهای ترجمهشده محدود نمیشود و میزان سرمایهگذاری برای معرفی ادبیات، حضور در نمایشگاهها، حمایت از ترجمه و ایجاد ارتباط میان ناشران نیز در این زمینه اهمیت دارد، در سالهای اخیر، برخی کشورهای منطقه تلاش کردهاند با طراحی برنامههای حمایتی و حضور فعالتر در رویدادهای جهانی، جایگاه خود را در بازار بینالمللی کتاب پررنگتر کنند.
شحنهتبار نیز با اشاره به تجربه برخی کشورهای منطقه، بر اهمیت سرمایهگذاری مستمر و برنامهریزیشده تأکید کرد و گفت: که مقایسه من بیشتر بر تفاوت در شیوه سرمایهگذاری و سیاستگذاری متمرکز است و نه صرفاً میزان منابعی که هر کشور در اختیار دارد، اگر شما ایران را با کشورهای همسایه مثل قطر مقایسه کنید، میبینید که با اینکه قطر به اندازه سر سوزنی از ادبیات ما، نه قدمت آن و نه کمیت آن را نمیتواند مقایسه کند، اما حضورش در این حوزه بسیار پررنگ است.
او درباره نوع این سرمایهگذاری نیز گفت: این کشور روی این موضوع سرمایهگذاری کرده است؛ سرمایهگذاری اصولی، نه سرمایهگذاریهای نمایشی.
شحنهتبار مجموعه این عوامل را در جایگاه بینالمللی ادبیات ایران مؤثر دانست و یادآور شد: این مسائل همه دست به دست هم میدهند و باعث میشوند ادبیات ایران در حوزه بینالملل حضور بسیار محدودی داشته باشد، نسبت به جمعیت ایران، نسبت به قدمت ادبی ایران و نسبت به قدرت قلم نویسندگان ایران، میتوانیم بگوییم حضور بینالمللی ادبیات ایران بسیار محدود است.
از سوی دیگربرگزاری فلوشیپها و برنامههای تخصصی برای ناشران و فعالان صنعت نشر، یکی از ابزارهای ایجاد ارتباط مستقیم میان بازارهای کتاب است، این برنامهها علاوه بر آشنایی ناشران با ظرفیتهای یکدیگر، میتوانند زمینه مذاکرات حرفهای درباره حقوق نشر، ترجمه و انتشار آثار را فراهم کنند. از این منظر، تجربه نخستین دوره فلوشیپ نشر تهران، که با همکاری ترکیه برگزار شد، از نظر شحنهتبار تنها یک رویداد مستقل نیست؛ بلکه میتواند نمونهای برای ارزیابی چگونگی تداوم برنامههای بینالمللی نشر در ایران باشد.
او گفت: استمرار چنین طرحهایی که به هر حال با فرهنگ نشر ایران و ترجمه ایران ارتباط دارند، اهمیت زیادی دارد.
راهکار پیشنهادی؛ پررنگتر شدن نقش ناشران
برخی از کارشناسان حوزه نشر بینالملل بر این باورند که در شرایطی که حمایتهای دولتی و برنامههای رسمی با محدودیتهایی مواجهاند، نقش بخش خصوصی در حفظ ارتباط میان ادبیات ایران و بازارهای جهانی اهمیت بیشتری پیدا میکند. ناشران، آژانسهای ادبی و فعالان حرفهای حوزه نشر میتوانند بخشی از این خلأ را از طریق ایجاد ارتباط مستقیم با ناشران خارجی و سرمایهگذاری روی معرفی آثار ایرانی پر کنند.
البته هزینههای ترجمه و بازاریابی، ریسک اقتصادی و دشواری دسترسی به بازارهای خارجی، پیش روی ناشران قرار دارد. با این حال، شحنهتبار معتقد است ادامه فعالیت ناشران ایرانی و بهویژه ورود نسل جدید ناشران میتواند بخشی از این روند را زنده نگه دارد.
او درباره راهکار پیشنهادی خود برای پررنگتر شدن ترجمه معکوس در ایران، گفت: نظر من این است که ناشران ایرانی باید بیشتر وارد این موضوع شوند، قبلاً این موضوع وجود داشت و ناشران بیشتری در این حوزه ورود میکردند و معتقدم که همچنان باید این مسئله ادامه پیدا کند.
شحنهتبار با بیان اینکه هر کسی باید بخشی از این کار را به عهده بگیرد، گفت: خود ناشران ایرانی باید با یک انگیزه ملی وارد این حوزه شوند و بتوانند این چراغ را روشن نگه دارند، البته نقش دولت را نیز نادیده نمیتوان گرفت، من هیچ توقع و هیچ امیدی به سیستم دولتی ایران ندارم و بعد از ۳۰ سال کار در این حوزه، فکر میکنم ناشران باید این مسیر را دنبال کنند. نسل جدید ناشران میتواند در این مسیر نقش پررنگتری داشته باشد؛ بهخصوص ناشرانی که نوپا هستند. ناشران قدیمی ما در این کار همه خسته و فرسوده شدهاند.
به اعتقاد وی، ناشران جدیدی طی سالهای اخیر فعالیت خود را آغاز کردهاند که حضور قشنگتر و پررنگتری دارند، معتقدم که آنها در خارج از کشور هم میتوانند تأثیرگذارتر باشند، چون انگیزه بیشتری دارند و جوانتر هستند.
لزوم حمایتهای هدفمند و حضور مستمر
با توجه به دیدگاههای مطرح شد بهنظر میرسد، ترجمه معکوس آثار فارسی، در نقطهای قرار دارد که مجموعهای از عوامل اقتصادی، حرفهای، نهادی و فناورانه بر آن اثر گذاشتهاند؛ از یک سو، ناشران ایرانی و خارجی با افزایش هزینهها و ریسک اقتصادی مواجهاند، از سوی دیگر، کمبود مترجم متخصص و دشواری ارزیابی کیفیت ترجمه، مسیر انتشار آثار فارسی در بازارهای دیگر را پیچیدهتر کرده است.
در کنار این عوامل، کاهش یا ناپایداری برخی برنامههای حمایتی و حضور بینالمللی و همچنین استفاده غیرحرفهای از ابزارهای هوش مصنوعی، چالشهای جدیدی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی باید به این نکته دقت کرد که بنا به گفته کارشناسان، معرفی ادبیات ایران در جهان صرفاً با ترجمه چند کتاب محقق نمیشود، بلکه به زنجیرهای از ارتباطات حرفهای، مترجمان متخصص، ناشران فعال، حمایتهای هدفمند و حضور مستمر در بازارهای بینالمللی نیاز دارد؛ زنجیرهای که به باور کارشناسان در سالهای اخیر با گسستها و ضعفهایی مواجه شده است و باید به فکر راهکاری برای تقویت و اثربخشی آن کرد.