یادداشت؛
ترجمه در عصر هوش مصنوعی؛ رستاخیز متن یا مرگ انتخاب؟
نوید فرخی، مترجم، بهمناسبت روز جهانی ترجمه نوشت:من دوست دارم بدانم وقتی هوش مصنوعی میان چند ترجمه ممکن یکی را انتخاب کرد، دقیقاً چرا دست روی آن گذاشت و با چه منطقی از معادلهای دیگر صرف نظر کرد؟
سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نوید فرخی، مترجم: این روزها حرفه ترجمه را در شمار مشاغلی میآورند که ممکن است در عصر هوش مصنوعی آسیب ببیند. کافی است متنی را در یکی از ابزارهای هوش مصنوعی وارد کنیم تا در چند ثانیه چندین برگردان تحویل بگیریم که از نظر ظاهری قابلقبول به نظر میرسند. ضمناً ماشین نه خسته میشود، نه خوابش میگیرد و نه برای ترجمه یک کتاب باید هفتهها و ماهها وقت بگذارد، ولی شاید نکته همینجاست!
مسئله برای مترجم انسانی پیدا کردن «چند معادل» نیست؛ بلکه درک این است که چرا نویسنده کلمهای را انتخاب کرده، آن جمله قرار است چه اثری روی خواننده بگذارد و چطور میشود همان اثر را در زبان دیگری بازسازی کرد. بهعبارت دیگر از «داده» تا «خِرَد» فاصله زیادی هست.
«دادهها» واقعیتهای خاماند. «اطلاعات» از کنار هم قرار گرفتن و معنا پیدا کردن دادهها شکل میگیرد. «دانش» یعنی فهمیدن و بهکارگیری این اطلاعات، «بینش» یعنی دیدن ارتباطها و معنای عمیقتر آنها و در نهایت «خرد»، توانایی تشخیص این است که با این دانستهها چه باید کرد.
هوش مصنوعی در بخش بزرگی از این مسیر توانمند است؛ میتواند حجم عظیمی از دادهها را پردازش کند، از آنها اطلاعات استخراج کند، الگوها را پیدا کند و در بسیاری از حوزهها دانشی کاربردی تولید کند. آنچه انسان به این فرایند اضافه میکند تجربه، بینش و خرد است، یعنی توانایی دیدن موقعیت در زمینه خودش، تشخیصِ اهمیت میان گزینههای مختلف و تصمیمگیری درباره اینکه در نهایت چه انتخابی درستتر یا مناسبتر است.
یک جمله را میخوانی و میدانی معنایش را فهمیدهای، اما هنوز نمیتوانی ترجمهاش کنی. یک جای کار میلنگد. شاید نویسنده به چیزی اشاره کرده که برای خواننده زبان مقصد بدیهی نیست. شاید شوخیاش به فرهنگ و زمانهای دیگر تعلق دارد. یا شاید مسئله فقط این است که جمله در زبان اصلی معنادار است، اما اگر همان ساختار را به فارسی منتقل کنی، حاصلش بیمعنی خواهد شد.
یکی از معروفترین تعبیرها درباره این حرفه، عبارت ایتالیایی «Traduttore, traditore» است: «مترجم، خائن است.» که در نگاه اول تعبیر تندی است. چرا مترجم باید خائن باشد؟ چون ترجمه ناگزیر با انتخاب همراه است. اگر بخواهی به تکتک کلمات وفادار بمانی، ممکن است به لحن، موسیقی یا معنای جمله خیانت کنی. با این حال شاید مسئله از اساس پیچیدهتر از این باشد.
والتر بنیامین، در مقاله مشهورش «رسالت مترجم»، نگاه متفاوتی به ترجمه دارد. بنیامین ترجمه را صرفاً وسیلهای برای انتقال اطلاعات از یک زبان به زبان دیگر نمیداند. از نظر او، ترجمه میتواند زندگی تازهای به اثر ببخشد و رابطهای تازه میان زبانها ایجاد کند. در این نگاه، متن اصلی چیزی نیست که ترجمه قرار باشد صرفاً یک کپی از آن بسازد. ترجمه میتواند ادامهی حیات و رستاخیز متن باشد.
اگر ترجمه قرار بود فقط نسخه دوم و کاملاً یکسان متن اصلی باشد، هر فاصلهای از اصل، خطا محسوب میشد. مترجم باید چیزی را از متن اصلی بگیرد و به زبان دیگری منتقل کند، اما زبان مقصد دقیقاً همان امکانات و محدودیتهای زبان مبدأ را ندارد. پس مترجم باید انتخاب کند و انتخاب یعنی از دست دادن بعضی چیزها و به دست آوردن چیزهای دیگر.
امروز هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه متنی را که برای ترجمه آن شاید نیم ساعت وقت لازم بود، به زبان دیگری برگرداند، مطالب طولانی را تحلیل کند و حتی در بعضی موقعیتها از مترجم انسانی هم روانتر بنویسد. این تواناییها واقعیاند و نمیتوان با نادیده گرفتنشان درباره آینده ترجمه صحبت کرد، اما مترجم خیلی وقتها با یک پاسخ درست و یک پاسخ غلط روبهرو نیست، بلکه با چند گزینه درست مواجه است. چند واژه ممکن است معنای جمله را منتقل کنند و چند لحن ممکن است با شخصیت گوینده جور دربیاید.
هوش مصنوعی با سرعت زیادی درحال تغییر است و بسیاری از تواناییهایی که زمانی مختص انسان تصور میشد، امروز ماشینها تا حدی انجام میدهند. اما حتی اگر روزی این فناوری همهی این کارها را انجام دهد، یک پرسش همچنان برای شخص من باقی است.
من دوست دارم بدانم وقتی هوش مصنوعی میان چند ترجمه ممکن یکی را انتخاب کرد، دقیقاً چرا دست روی آن گذاشت و با چه منطقی از معادلهای دیگر صرف نظر کرد؟ ترجمه در نهایت هنر انتخاب چیزی است که نباید از دست برود و من حق دارم به انتخاب «محتملترین معادلها» برای هر جمله آن هم براساس «الگوریتمهای آماری» شک کنم.