توضیحات

خلاصه:آنروزها، بهاری ترین لحظات عمر مشهدی قاسمعلی بود. از لابه لای برگهای درختان و روزنه های نورانی خانه پرتویی از خوشحالی و امید تابیدن گرفته بود و عطر دلاویز زندگی، دل اهل خانه اش را به ایمان و اطمینانی ابدی نوید می داد. در آسمان پیشان بلند کودک ردی نورانی از ستاره های مهربانی می درخشید و سوی چشمان پدر را بیشتر می کرد. در هر خلوقی از نمازش ندایی درونی به او گفت که به زودی خواهد آمد آن روزی که فرزندش از نردبان شهادت عروج کند و از بام آسمانها، مسیر جاودانگی را تا حریم کبریایی عشق بپیماید. به زودی روزی خواهد آمد که او با همه دلبری هایی که از پدر کرده است، او را با تمام درد و رنج و غصه هایش و اندوهی که از غم هجران او بر جانش نشسته است تنها می ماند و راه ابدیت را پیش خواهد گرفت. روزی از روزهای تنهایی و رنج و مشقت پیری که برای پدر…
نویسنده : استاد فرامرز قدسی
تخفیف: 10%





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.